بوی محرم

ارباب صدای قدمت می آید
هنگامه ی اوج ماتمت می آید
ما در تب و تاب غم تو می سوزیم
چند شب دگر محرمت می آید
ملوسک مامانی و بابایی
خیلی وقت بود که میخواستیم بریم اردکان و هر دفعه یه مشکلی پیش میومد که نمیرفتیم.
دیگه با کلی برنامه ریزی قرار گذاشتیم که جمعه دهم آبان بریم که بازم نشد.![]()
شب رفتیم بیرون تا بابایی چندکار عقب افتاده داشت که میخواست انجام بده من و شما رفتیم تو ماشین نشستیم و بابایی داشت میومد که یهو چشمم به بابا افتاد که کف خیابون خوابیده از ترس داشتم سکته میکردم
نمیدونستم باید چیکار کنم نفهمیدم چجوری رفتم پیشش. از شدت درد نمیتونست حرف بزنه چند ثانیه که گذشت فهمیدم پاش پیچ خورده.
خیلی درد داشت با کلی زحمت تونست بیاد تو ماشین بشینه. اینم از اردکان رفتن ما.......
مثل اینکه قسمت نیست..موقع خواب پاشو با چند تا روغن چرب کرد و نمک داغ کردم و گذاشتم روی پاش چون خیلی درد داشت.
صبح گفت بهتره و بعدازظهر رفت دکتر.. خداروشکر که گچ نگرفتن و فیزیوتراپی بهش داده بود.. خلاصه صبح یکشنبه راهی اردکان شدیم.. بالاخره رفتیم..
روز اول که رسیدیم شما به شدت سرما خوردی و تب کردی..
بردمت دکتر کلی دارو بهت داد. منم که اصلا طاقت مریضیتو ندارم از خواب خوراک افتادم..
خیلی دلم تنگ شده برای شیر خوردنات برای ماما ماما گفتن مظلومانه ات که وقتی شیر میخواستی یه جور دیگه صدام میکردی.. وقتی شیر میخواستی میگفتی دیش.. و الان میگی دیش أه
دوشنبه دیگه تبت قطع شده بود چون دیگه محرم بود بردمت
آرایشگاه ساینا تا یه دستی به موهات بکشه. دفعه اول بود که موهاتو کوتاه میکردم فقط دو دفعه بابایی تیغ زده بود. خیلی تو آرایشگاه گریه کردی و به من چسبیده بودی...
از دوشنبه شب مراسم های محرم شروع شد و بابایی هر شب منبر داره.

وای از اون وقتی که کشته شد حسین ذوالجناح تنها اومد با شور و شین
بچه ها وقتی صداشو شنیدن همگی از خیمه بیرون دویدن
همشون به هم می گفتن بچه ها دوباره اومد صدا اسب بابا
بچه ها بریم بابا رو ببینیم گل بوسه از لب او بچینیم
وقتی از خیمه ها اومدن بیرون دیدن اسب باباشون رو غرق خون
اسب بی صاحب بابارو دیدن همه فهمیدن دیگه یتیم شدن
هرکسی با ذوالجناح حرفی می زد سکینه یکدفعه ای جلو اومد
دستشو انداخت به دور گردنش می دونید چی بود سوال و سخنش؟
ذوالجناح من می دونم یتیم شدم فقط الان یه سوال ازت دارم
بگو بابام رو چگونه کشتنش؟ تشنه بود و تشنه بود، آیا آب دادن بهش
ذوالجناح در جواب این سوالش به راه افتاد و همه به دنبالش
رفت و رفت تا کی به قتلگاه رسید زبونم لال نمیگم اونجا چه دید...
این عکس مال شبی هست که مریضی و تب داری

قربون اون لپای قرمزت برم...

توی آرایشگاه.. بعد از اصلاح

فدات بشم که خیلی خجالتی هستی..![]()

بعد از حمام.......

عزیزدلم .... فدای اون لبای خندونت بشم مامانی ![]()

این دوربین و بده من چقدر عکس میندازی مامانی خسته شدم.![]()

یه عکس تکی.![]()

بعد از حمام گرم یه آب میوه خنک می چسبه!!!!![]()




بوی محرم
